پنج تکنیک بازاریابی عصبی در بازاریابی مجازی
اعصاب مخاطب را در اینترنت به دست بگیرید
بازاریابی عصبی نوعی بهینه سازی در فرایند فروش است که منجر به افزایش فروش گاهی تا چند برابر می شود. در این پست قصد دارم که تعدادی از این نکات را که مربوط به فروشگاههای اینترنتی می شود را با شما در میان بگذارم:
- کیفیت تصاویر
تصویر یک محصول به دلیل اینکه مستقیم توسط قسمت بصری مغز انسان تجزیه می شود اثر گذاری بیشتری نسبت به متنی دارد که در مورد آن محصول نوشته می شود. از طرفی هر چه کیفیت یک محصول بهتر باشد به صورت ناخودآگاه این تفکر را در ذهن کاربر ایجاد می کند که کیفیت این محصول چگونه است، نکته دیگر این است که به دلیل مجازی بودن فروشگاه، ایجاد حس اعتماد بین کاربر و سایت یک امر مهم است که با بالا بردن کیفیت تصویر، حس واقعی تر و ملموس تری در ذهن کاربر ایجاد می شود.
- قیمت ها
ابتدا این نکته را باید ذکر کرد که به جای بیان قیمت ها بر حسب ریال آنها را بر حسب تومان بیان کنید. نکته دوم برای این بحث قیمت ها را به دو دسته تقسیم می کنیم. دسته اول، قیمتهایی که کاربر ملزم به پرداخت آنها است مانند قیمت یک محصول و دسته دوم قیمتهایی که فروشگاه آنها را پرداخت می کند مانند هزینه پست رایگان. برای نمایش قیمتهای پرداختی توسط مشتری بهتر است تا حد امکان از نمایش صفرها بکاهیم به عنوان مثال به جای نمایش “۲۵،۰۰۰ تومان” بهتر است “۲۵ هزار تومان” نمایش داده شود، و نمایش قیمتهای پرداختی توسط خودتان یا سایت به همان شیوه عددی بهتر است. و نکته آخر اینکه هرچه قیمت راحت تر به مشتری بیان شود، هضم آن برای مشتری راحت است یعنی برای هضم راحت تر قیمت ها از جدا کننده ها مانند ممیز یا کاما استفاده کنید، تا کاربر فکر خود را درگیر شمارش صفرها و تعداد ارقام یک عدد نکند.
- محصولات مشابه
محصولات مشابه محصولاتی هستند که درصد بالایی از کاربران علاوه بر خرید محصول مورد نظر آنها را در سبد خرید خود اضافه کرده اند. اجازه دهید این مطلب را با یک مثال شرح دهم. فرض کنید از میان ۱۰۰ کاربری که کت به رنگ قهوه ای را انتخاب کرده اند ۸۰ نفر آنها یک شلوار به رنگ مشکی را نیز از فروشگاه خریده اند، این یعنی ۸۰ درصد احتمال وقوع وجود یک کت قهوه ای و یک شلوار مشکی در یک سبد خرید به صورت همزمان وجود دارد، پس یعنی اگر شخصی شلواری مشکی را خریداری نموده است ۸۰ در صد احتمال دارد که کتی قهوه ای را نیز خریداری کند و یا بالعکس، حال اگر فرد در صورت فراموشی یا هر دلیل دیگری این کار را انجام نداده باشد با پیشنهاد محصول مکمل به مشتری احتمالا آن را به سبد خرید اضافه و در نتیجه شما کالای بیشتری را می فروشید. پیدا کردن محصولات مکمل یا مشابه با استفاده از الگوریتمهای خوشه بندی داده کاوی قابل دستیابی است که مجال ارائه آن در این بحث نیست. بهترین مکان برای ارائه محصولات مشابه، صفحه قبل از اتمام خرید یا همان درگاه بانکی است.
- مزایا و معایب
طبیعتا هیچ چیزی بدون مزیت و یا بدون عیب نیست، از آنجا که بر اساس بازاریابی عصبی، افراد هنگام خرید به همان سادگی که مجاب خرید یک محصول می شوند در جهت عکس آن دلایلی که برای خانواده و دوستان قرار است در آینده بیان کنند می تواند آنها را از خرید منصرف کند. پس بهتر است مزایا و معایب را به صورت یک بسته آماده در اختیار آنها بگذارید تا کار انها در قبال خانواده و دوستان راحت تر شود.
- رنگ
در پروسه پردازش تصاویر، رنگ اولین چیزی است که مورد تحلیل قرار گرفته و درک می شود، علاوه بر آن در مورد رنگها این سوال را باید پاسخ بدهید که چه رنگی برای چه کسی در چه زمانی در کجای سایت به کاربر نمایش داده شود، چرا که رنگ مناسب متأثر از عواملی مانند سن، فرهنگ، جنسیت و اینکه سایت شما ارائه دهنده یا فروشنده چه خدماتی است.
در مورد بازاریابی عصبی گفته های زیادی بیان شده است در این مقاله قصد بر این بود که تجمیعی از بازاریابی عصبی و بازاریابی اینترنتی (بازاریابی مجازی) را در کنار هم جای داد، البته هر یک از تکنیکهای بالا بسته به خود تاثیر خاصی در فروش می گذارند اما نباید انتظار داشت که فروش شما را ده ها برابر کنند.
http://mrcomma.com/internet-to-grab-the-audiences-nerves/
