برایان تریسی نویسنده مشهور در حوزه فروش و سخنرانی در کتابِ «قدرت بیان»-ش می نویسد :
« چندی پیش، کنفرانسی برای حسابداران برحستهی یک شرکت بزرگ جهانی داشتم تاتکنیک های ترغیب کننده را آموزش می دادم. منبا این پرسش آغاز کردم: «چند نفر از شما فروشنده اید؟» سالن کاملا ساکتبود و هیچ صدایی دیده نمی شد. یکی از دلایلی که حسابداران، این حرفه راانتخاب کرده اند، این است که هیچ گاه چیزی را به کسی نمی فروشند.
من برای چند لحظه مکث کردم و سپس پرسیدم: «بگذارید پرسش ام را به گونه ی دیگری بیان کنم. چند نفر از شما واقعا فروشنده هستید؟»
چند لحظه که گذشت، مدیر ارشد اجرایی سازمان،متوجه مطلب شد و به آرامی دستش را بلند کرد. کاملا معلوم بود که دیگران بادیدن این صحنه، تعجب کرده بودند.
سپس از ان ها پرسیدم: «چند نفر از شما درآمدو سودی را که کسب می کنید، به افزایش تعداد مشتریان و بیلان کاری تانبستگی دارد؟» همه ی آن ها بدون مکث، دست شان را بالا بردند و من سپس گفتم: «پس همه ی شما فروشنده هستید»

اگر عمیق تر به خودمان و اطرافیان مان نگاه کنیم، متوجه می شویم که همه ی ما به نوعی فروشنده ایم؛عده ای که کارمند اند، هشت ساعت از ۲۴ ساعت هر روزشان را می فروشند و پول دریافت می کنند.
دیگری که هنرمند است، هنرش را عرضه می کند و محوبیت، می گیرد؛
و آن یکی هم که با دیگران به خوبی می تواند رابطه برقرار کند، موقعیت های بهتری خواهد داشت…
درست است که همه ما به نوعی فروشنده هستیم ولی همه مان هم می دانیم که فروشندگی اصلا کار آسانی نیست که بتوان بدون علم، آن را به خوبی انجام داد.
اگر از شما بپرسند که «باید چه کنیم تا چیزی را به خریدار بفروشیم؟»، بدون شک، همه ی شما خواهید گفت که «باید دیگران را به خرید ترغیب کنیم». ولی چگونه؟
شاید از میان ما کسی پیدا شود که تا امروز چیزی را به کسی نفروخته باشد؛
ولی حتما همه ی ما تجربه ی خرید داریم.
همه ی ما کاملا می دانیم که در فرایند خرید، فروشنده با سخنان خود سعی دارد که ما را به خریدن آن محصول، ترغیب کند. پس یکی از مهم ترین کارها برای ترغیب به خرید، سخنرانی است.
مگر اصلا فروش بدون سخنرانی هم می شود؟
شاید به خود بگویید که «کار من نیست!»
یا این که بگویید «من برای این کار ساخته نشده ام»… شاید خیلی از شما از سخنرانی می ترسید.
می ترسید که نتوانید دیگران را با سخنان تان به انجام کاری قانع کنید و آن ها سخنان شما را نپذیرند.
می ترسید که خطا کنید و مشتری ها به شما بی توجهی کنند.
__دیوید تیون؛ بازیگر انگلیسی
« بعد از هزاران بار که روی سن حضور داشته ام،
هنوز هم موقعی که می خواهم بر روی سن بروم، حالت تهوع و سرگیجه دارم»
اصلا نگران نباشید؛ اینترس، یک چیز عادی است.
حتی بزرگان سخنرانی هم که هزاران بار در جمع های گوناگون سخنرانی کرده اند، پیش از سخنرانی، استرس دارند؛ ولی آن ها نکته ها و ریزه کاری های را می شناسند که با رعایت آن ها، این آشوب درونی را سرکوب می کنند و نتیجه های عالی می گیرند.
ما در این مقاله،
قصد داریم که این نکته ها و ریزه کاری ها را به شما معرفی کنیم تا بتوانید با چند بار تمرین، در فروش، استاد ترغیب دیگران شوید.
فرض کنید که روبروی جمعی از حضار ایستاده اید و به شما گفته اند که آن ها را برای خرید فلان محصول، ترغیب کنید.چه حسی دارید؟ ترس؟ دستپاچگی؟
و یا فرض کنید قرار است با یک فرد غریبه که برای مثال یک بازیگر مطرح که فیلم هایش را دوست دارید میخواهید ارتباط برقرار کنید، سلام علیک کنید، دوست شوید، آیا استرس خواهید داشت پا پیش بگذارید و خودتان را معرفی کنید و یک رابطه را بفروشید؟ چه کار باید بکنید؟
یک محصول، خدمت، رابطه، زمان و … تمام افراد مهم و موفق دنیا زمانی در زندگی شان مجبور بوده اند چیزی را به شخصه بفروشند و این تجربه به گفته خودشان مهم ترین تجربه زندگی شان بوده است.
پس، اگرمیخواهید بدانید چطور هرچیزی را به هرکسی فقط با تکنیک سخنوری و اقناع مخاطب بفروشید، این مقاله همان چیزی است که دنبالش بودید… اگر می خواهید که بدانید باید چه کنید...
سخنرانی هم یکی از انواع فروش است که خیلی از اصول آن، در فروش هم کاربرد دارد.
در واقع، گاهی شاید نشود این دو را از هم جدا کرد.
با یادگیری و بکارگیری اصول سخنرانی در فروش، مخاطبان بیشتری به شما اعتماد می کنند که در نتیجه، اثر سخن شما بر آن ها بیشتر خواهد شد.
شما همیشه یک انتخاب دارید:
- یا اینکه بر دیگران تاثیر بگذارید
- یا اینکه از دیگران تاثیر بپذیرید.
انتخاب با شماست !
خبر خوش این است که مهارت سخنرانی برای فروش، آموختنی است.
همه ی فروشندگان برجسته ی امروز، فروشندگان ضعیف دیروز بوده اند.
این تمرین و ممارست است که انسان را برجسته می کند.
آیا می خواهید که خوب بفروشید و بر مشتری ها اثرگذار باشید؟
خب پس ترس تان را کم کنید و برای افزایش اثربخشی تان، موارد زیر را رعایت کنید.
- ترس را از مشتری بگیرید
هیچ کس نمی خواهد چیزی را بخرد که بعدا پشیمان شود.
بنابراین تقریبا همه ی ما پیش از انجام کاری، از انجام اش می ترسیم.
هنگامی که شما، ویژگی ها و مزایای محصول، خدمت یا ایده ی خود را برای مخاطب تان بیان می کنید، او به خاطر تجربه های بدی که در گذشته از خرید داشته است، به نوعی شرطی شده است و با شک و شبهه و محتاطانه با شما برخورد می کند. در واقع، این، ترس از اشتباه است.
در نتیجه، در فرایند فروش، یکی از نخستین کارها این است که با سخن ها و رفتار خود، این ترس خریدار را کاهش دهید و کاری کنید که به شما اعتماد کند.
- با اعتمادتان توافق کنید
شما از صیح تا شب، کار می کنید تا مثلا بتوانید یک ماشین خوب بخرید؛ تا این که بتوانید زندگی بهتری داشته باشید.
تا کنون از خود پرسیده اید «چرا؟»… فکر نکنید، من به شما می گویم: «اعتماد»
شما یک ماشین خوب، یک خانه ی خوب و یک مدرک تحصیلی بالا را برای اعتبارتان می خواهید.
برای اینکه دستکم با دیگران، متفاوت باشید تا بتوانید تاثیرگذار باشید.
در فروش هم همین است؛
هرچه مردم بیشتر شما را قبول داشته باشند، بیشتر توسط شما ترغیب می شوند.
در واقع، بیشتر از شما می خرند !
ولی در برخورد با مشتری، این فضا حاکم است که او از معامله با شما و و اشتباه احتمالی اش می ترسد و در ابتدا، شما نزد او یا اعتباری ندارید و یا اینکه خیلی کم است.
بنابراین شما باید در برخورد اول، اعتبارتان را افزایش دهید.
هر سخن و رفتار شما در برخورد اول، چه با تلفن باشد چه با ایمیل و یا …، روی اعتبار شما تاثیرگذار است؛ نحوه ی سخن گفتن، راه رفتن، لباس پوشیدن، دست دادن و …
شاید در میان این ها، بیشترین تاثیر را واژه هایی داشته باشند که ما به کار می بریم.
پس باید بیشتر از همه، روی آن ها کار شود.
بنابراین باید کاری کنیم که خریدار، احساس خرید کند، نه اینکه چیزی به اصرار به او فروخته شود.
شما می توانید با گفتن از مواردی که محصول یا خدمت شما به دیگران کمک کرده است، اعتماد مشتری را جلب کنید.
این که فواید و مزایای محصولات خود را پیوسته و همه جا جار بزنید، نشانگر هوشیاری شما نیست؛
بلکه اگر شما با طرح پرسشی، همه ی فواید و مزایای محصول یا خدمت خود را بیان کنید، شما هوشیارانه می فروشید.
زیرا این پرسش شما باعث می شود که مشتری به محصول و خدمت شما بیشتر فکر کند.
مثلا بجای اینکه بگویید «این دستگاه می تواند در هر دقیقه ۵۰ کپی به شما بدهد»، بگویید «می دانید که هر دستگاه کپی بطور میانگین چند کپی در دقیقه می گیرد؟ ۳۵ تا. ولی این دستگاه به دلیل فناوری جدیدی که دارد، می تواند در هر دقیقه ۵۰ کپی بگیرد»
برای اینکه چیزی به مشتری بفروشید، باید بدانید که او چه می خواهد، و برای این که بدانید او چه می خواهد، باید از او بپرسید !
پرسش هایی که می شود، تاثیر زیادی بر خرید مشتری دارد.
پس صادقانه و شفاف بپرسید. به گونه ای که مشتری متوجه شود برایتان مهم است.
به سخنان افراد گوش کنید تا اعتماد شان را جلب کنید.
هر چه بیشتر به پاسخ ها و گفتگوی مشتری ها گوش دهید، آن ها بیشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما اعتماد می کنند. گوش دادن به سخنان افراد، یخ بدگمانی و تردید را ذوب می کند، ترس مخاطبان تان را کم می کند و اعتبار شما را افزایش می دهد.
انجمن ملی مدیریت خرید امریکا، به مدت چند سال،
دو سوال زیر را از هزاران خریدار کوچک و بزرگ پرسید:
«به نظر شما، خوب ترین و بدترین فروشنده ها، چه ویژگی های بارزی دارند؟»
تقریبا همه ی آن ها یک پاسخ مشترک دادند:
«خوب ترین فروشنده کسی است که سوال های خوبی مطرح می کند،
به پاسخ ها گوش می دهد و کمک می کند که خریدار، خرید خوب و مناسبی داشته باشد.
و بدترین فروشنده هم کسی است که پیوسته، درباره محصول و خدمت اش صحبت می کند
و اجازه نمی دهد که مشتری، پرسشی مطرح کند و اصلا به خریدار گوش نمی دهد که بفهمد چه چیزی می خواهد.»
همان طور هم که قبلا گفته شد، هر چه افراد بیشتر شما را دوست داشته باشند، به شما بیشتر اعتماد می کنند و سخنان شما را بیشتر می پذیرند. بنابراین، روی روابط خود با مشتری تمرکز کنید؛ زیرا احساسات، ارزش گذاری ها را تغییر می دهد.
مشتری در این حالت،
حتی عیب ها و مشکلات کوچک محصول شما را در مقایسه با محصولات رقبا نادیده می گیرد.
- به انتقادها خوب پاسخ دهید
همیشه فرایند فروش، با انتقاد همراه است. مشتری های شما، با تجربه ای که از دیگر فروشنده ها دارد، پرسش ها و انتقادهای بسیاری مطرح می کنند.
در این باره، بهترین فروشنده کسانی هستند که به انتقادها به صورت منطقی می اندیشند و پاسخی قانع کننده و شفاف می دهند. در واقع، فروشنده ی خوب، انتقاد را می پذیرد و از مشتری برای انتقاد سپاسگزاری می کند.
سپس، به مشتری توضیح می دهد که جای نگرانی نیست و نباید به این علت، معامله را ترک کند چون با فلان روش، می توان آن را حل کرد. ولی فروشنده ی ضعیف، با انتقاد ناراحت می شود و نمی تواند به آن پاسخ مناسبی دهد.
http://www.modir1.ir